*•. .•* *•. هیچ چیز جز عشق .•* *•. .•*
به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم
عاطفه فقط اومم بگم: ما هنوز یک نفر را داریم که در همین نزدیکی هاست فراموشش نکن و ازش کمک بخواه ........... خیلی دوستت دارم این اولین نامه من به تو در ۱۰/۹/۸۸ بر در ادامه مطلب سلام دوباره اومدم ولی این بار با دلی شاد با عشقی سرشار و امید یکبار دیگه در وبلاگ را باز میکنم این کرکره را کشیدم بالا و و یک گردگیری حسابی کردم چون حالا یک انگیزه بزرگ واسه زندگیم دارم حالا هم مثل همیشه یک مطلب ازخودم: تو کجا بودی؟ تو که همیشه انتظارت مرا دیونه میساخت تو که هر روز بر لب این پنجره به یاد رقص باران بر حوض آب انتظارت را میکشیدم کجا بودی؟ آن روز که شقایق ها باز شدند و من از خوشحالی در پوست خود نبودم آخر گفته بودی با باز شدن شقایق ها می آیی ...... حال که تو را دارم همه چیز زیباست حتی اگر دیگر شقایق هاگلبرگ های خود را باز نکنند گلی دارم که همیشه باز باز است و من او را دوست دارم ای گل همیشه بهارم من از همه ی یادها به یاد تو سرک میکشم مرا اندکی دوست بدار اما برای همیشه ..... تقدیم به او که اگر نباشد نیستم
ادامه مطلب
ادامه مطلب



